تنفس کاری است که در تمام لحظات زندگی انجام میدهیم، معمولاً بدون اینکه به آن فکر کنیم. با این حال، تغییر شیوه نفس کشیدن میتواند تأثیر چشمگیری بر سلامت بگذارد، احساسات را دگرگون کند و حتی بر نحوه تفکر ما اثر بگذارد.
این اثرات با تمرینهایی به نام تنفسدرمانی یا تمرینهای تنفسی آگاهانه (Breathwork) همپوشانی دارد؛ مجموعهای از روشهای تنفسی که برای اثرگذاری بر وضعیت ذهنی و هیجانی انجام میشوند. برخی از این تمرینها ممکن است تغییراتی در تجربه ذهنی و فعالیت مغز ایجاد کنند که به تجربههای ناشی از داروهای روانگردان شباهت دارد.
یکی از این روشها، تنفس با تهویه بالا (High Ventilation Breathwork) است که شامل تنفس عمدی، سریع و گاهی عمیق میشود. استفاده از آن در برخی زمینههای درمانی رو دانلود نرم افزار به افزایش است.
گزارشها نشان میدهند این نوع تمرین ممکن است به کاهش استرس و بهبود برخی مشکلات سلامت روان کمک کند. بعضی افراد نیز پس از انجام آن حالتهای تغییریافته آگاهی را تجربه میکنند؛ از جمله تغییر در ادراک، رهایی هیجانی، کاهش احساس «خودِ فردی» و احساس یگانگی با محیط یا دیگران.
اما تنفس شدید دقیقاً چه تغییری در مغز ایجاد میکند که چنین تجربههای غیرمعمولی پدید میآید؟ در مطالعهای تازه که در مجله Progress in Neuro-Psychopharmacology and Biological Psychiatry منتشر شده، پژوهشگران شواهدی یافتهاند که میتواند بخشی از سازوکارهای احتمالی این پدیده را توضیح دهد.
کریستین اشمیتز (Christian Schmitz)، عصبپژوه مؤسسه مرکزی سلامت روان در آلمان، میگوید:
بسیاری از افرادی که تمرینهای تنفسی شدید انجام میدهند از تغییرات عمیق در ادراک و تجربه خود خبر میدهند، اما سازوکارهای مغزی پشت این تجربهها هنوز بهخوبی شناخته نشده است.
او میافزاید:
مطالعه ما نشان میدهد این تجربهها نهتنها با تغییرات قابلتوجه در جریان خون مغز، بلکه با تغییر در نحوه ارتباط شبکههای مهم مغزی با یکدیگر نیز مرتبط هستند.
بررسی مغز هنگام تنفس شدید
پژوهشگران ۳۰ بزرگسال سالم را که پیشتر تجربه تمرینهای تنفسی شدید داشتند بررسی کردند. میانگین سنی شرکتکنندگان ۴۵ سال بود.
در طول آزمایش، شرکتکنندگان روشی به نام تنفس دایرهای (Circular Breathing) را انجام دادند؛ روشی که در آن تنفس بدون مکث معمول میان دم و بازدم، پیوسته ادامه مییابد. همزمان، فعالیت و وضعیت مغز آنها با تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) بررسی شد.
نتایج نشان داد در اوج شدت تمرین، جریان خون در ماده خاکستری مغز بهشدت کاهش یافت؛ این کاهش در مقایسه با وضعیت پایه بهطور متوسط حدود ۴۵٫۵ درصد بود. در همین زمان، ضربان قلب و تعداد تنفس هم افزایش پیدا کردند.
ماده خاکستری بخش مهمی از مغز است که شمار زیادی از جسم سلولی نورونها را در خود جای میدهد و در پردازش اطلاعات، حافظه، ادراک و بسیاری از کارکردهای شناختی نقش دارد.
پژوهشگران در مقاله خود نوشتند:
کاهش حدود ۴۵٫۵ درصدی جریان خون مغزی در ماده خاکستری، تغییر همودینامیکی قابلتوجهی است که در نتیجه یک مداخله ارادی و غیردارویی ایجاد شده است.
آنها تأکید کردند که اگرچه این کاهش از محدوده بحرانی ۵۰ تا ۶۰ درصد (که در آن خونرسانی ناکافی به مغز گزارش شده) پایینتر بود، به آن نزدیک میشد و از کاهشهایی که معمولاً در الگوهای بالینی پرتهویه مشاهده میشود بیشتر بود.
این یافته به معنای بیخطر بودن چنین تمرینهایی نیست. این مطالعه برای تعیین ایمنی روش طراحی نشده بود و کاهش شدید جریان خون مغز موضوعی است که باید با احتیاط تفسیر شود.
ارتباط شبکه حالت پیشفرض مغز با تغییر آگاهی
پژوهشگران علاوه بر جریان خون، شبکه مهمی در مغز به نام شبکه حالت پیشفرض (Default Mode Network یا DMN) را نیز بررسی کردند. این شبکه از مجموعهای از مناطق مغزی تشکیل شده که هنگام استراحت، خیالپردازی، یادآوری خاطرات و فکر کردن درباره خود فعال هستند. نحوه ارتباط این شبکه با سایر بخشهای مغز در برخی حالتهای تغییریافته آگاهی، از جمله حالتهای ناشی از مصرف موادی مانند الاسدی و سیلوسایبین، تغییر میکند.
با این حال، در این مطالعه پژوهشگران در سطح کل گروه تغییر معناداری در اتصالپذیری عملکردی (Functional Connectivity) شبکه حالت پیشفرض مشاهده نکردند. اتصالپذیری عملکردی به میزان هماهنگی فعالیت میان مناطق مختلف مغز اشاره دارد و نشان میدهد بخشهای گوناگون مغز تا چه اندازه هماهنگ عمل میکنند.
با وجود نبود تغییر معنادار در کل گروه، افرادی که پس از تمرین حالت تغییریافته آگاهی شدیدتری گزارش کرده بودند، نشانههایی از تغییر بیشتر در شبکه حالت پیشفرض نشان دادند. اما این ارتباط به شیوه پردازش و تحلیل دادهها وابسته بود؛ بنابراین پژوهشگران آن را یافتهای مقدماتی میدانند که باید در مطالعات آینده بررسی شود.
نکته جالب دیگر این بود که میزان کاهش جریان خون مغز با تغییرات شبکه حالت پیشفرض یا شدت تجربههای ذهنی گزارششده ارتباط مشخصی نداشت. به بیان دیگر، افرادی که کاهش جریان خون بیشتری داشتند، لزوماً تجربه ذهنی شدیدتری گزارش نکردند.
شرکتکنندگان چه تجربهای داشتند؟
شرکتکنندگان بهطور میانگین شدت تجربه خود را هنگام تمرین تنفسی ۳٫۴۷ از ۴ امتیاز ارزیابی کردند؛ یعنی شدت تجربهها در مجموع بالا بود. پاسخهای افراد به پرسشنامهای که پس از تمرین تکمیل شد متفاوت بود، اما چند تجربه مشترک نیز گزارش شد:
- احساس یگانگی با محیط یا دیگران
- تغییر در نحوه ادراک
- کاهش احساس فردی از خود
- تجربههای ذهنی غیرمعمول و عمیق
این تجربهها در برخی جنبهها با حالتهایی که در اثر مصرف داروهای روانگردان گزارش میشود شباهت دارند. با این حال، شباهت در تجربه ذهنی به معنای یکسان بودن سازوکارهای مغزی یا پیامدهای این دو روش نیست. همچنین این مطالعه مشخص نمیکند که چنین تجربههایی لزوماً مفیدند یا برای همه افراد پیامدهای یکسانی دارند.
آیا کاهش جریان خون بهتنهایی باعث تغییر آگاهی میشود؟
پژوهشگران معتقدند
