آیا او (خدا) برای بنده اش کافی نیست؟ (قران کریم)
خانه » دسته‌بندی نشده » بازنگری تعریف نارساخوانی پس از دو دهه توسط متخصصان

بازنگری تعریف نارساخوانی پس از دو دهه توسط متخصصان

تعریف تازه نارساخوانی، دیگر آزمون هوش را معیار اصلی تشخیص نمی‌داند و به جای آن، بر نقش عوامل ژنتیکی و محیطی، تشخیص زودهنگام و حمایت‌های آموزشی تأکید بیشتری دارد.

تعریف دقیق بیماری‌ها و اختلالات سلامتی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا بر نحوه تشخیص، دسترسی به کمک‌های آموزشی و درمانی، و مسیر تحقیقات آینده تأثیر مستقیم می‌گذارد. اکنون، پس از گذشت بیش از بیست سال، متخصصان تعریف رسمی نارساخوانی (Dyslexia) را بازبینی کرده‌اند. این تغییر می‌تواند به شناسایی افراد بیشتری که به کمک نیاز دارند، منجر شود.

نارساخوانی یک اختلال یادگیری است که عمدتاً بر توانایی خواندن و املا تأثیر می‌گذارد. افراد مبتلا ممکن است در تشخیص و پردازش کلمات، ارتباط دادن حروف به صداها، روان‌خوانی یا املای صحیح کلمات دچار مشکل شوند. این دشواری‌ها لزوماً به معنای هوش پایین یا ناتوانی عمومی در یادگیری نیستند.

این تعریف جدید که در مجله Annals of Dyslexia منتشر شده، نتیجه مشورت بیش از ۱۵ متخصص بین‌المللی است. این بازنگری، یافته‌های علمی جدیدتر درباره ماهیت نارساخوانی و تفاوت‌های زبانی و فرهنگی در یادگیری خواندن را در نظر گرفته است.

چرا آزمون هوش از معیارهای ضروری تشخیص حذف شد؟

یکی از مهم‌ترین تغییرات، حذف ضرورت استفاده از آزمون هوش برای تشخیص نارساخوانی است.

در رویکرد قبلی، برای تشخیص این اختلال باید بین نمره آزمون خواندن فرد و نمره آزمون استاندارد هوش او حداقل ۱۵ امتیاز اختلاف وجود می‌داشت. منطق این معیار آن بود که عملکرد خواندن فرد به طور غیرمنتظره‌ای پایین‌تر از سطح هوش عمومی او باشد.

اما این شرط می‌توانست برخی افراد را از دریافت تشخیص و حمایت محروم کند. برای مثال، کودکی ممکن بود هم در آزمون خواندن و هم در آزمون هوش نمره پایینی کسب کند؛ در نتیجه، با وجود دشواری جدی در خواندن، اختلاف موردنیاز میان دو نمره را نداشته باشد.

آر. مالاتشا جوشی، روانشناس آموزشی در دانشگاه تگزاس اِی‌اند‌اِم، توضیح می‌دهد که برخی کودکان تنها به دلیل نرسیدن به اختلاف تعیین‌شده، حتی با فاصله یک امتیاز، واجد شرایط تشخیص شناخته نمی‌شدند.

در تعریف جدید، آزمون هوش دیگر شرط ضروری تشخیص نیست و ارزیابی مستقیم مهارت‌های خواندن و املا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

این تغییر به معنای نادیده گرفتن کامل توانایی‌های شناختی فرد نیست؛ بلکه تأکید دارد که برای شناسایی نارساخوانی، نباید وجود اختلاف مشخص میان هوش عمومی و عملکرد خواندن را الزامی دانست.

تشخیص باید بر عملکرد خواندن در تون بلاگ طول زمان متمرکز باشد

در تعریف جدید، ارزیابی نارساخوانی تنها به یک آزمون محدود نمی‌شود. عملکرد خواندن و املا در طول زمان و با توجه به آموزش دریافت‌شده نیز اهمیت دارد.

برای مثال، اگر کودکی با وجود دریافت آموزش مناسب همچنان در یادگیری ارتباط میان حروف و صداها، خواندن کلمات یا املا مشکل داشته باشد، این الگو می‌تواند به ارزیابی تخصصی بیشتر نیاز داشته باشد.

این رویکرد می‌تواند به شناسایی کودکانی کمک کند که مشکلات یادگیری آنها در آزمون‌های سنتی به درستی منعکس نمی‌شد.

جوشی امیدوار است که بازنگری تعریف، شیوه ارزیابی در مدارس و نظام‌های آموزشی را نیز تغییر دهد؛ زیرا در گذشته بسیاری از مدارس و مناطق آموزشی برای تشخیص نارساخوانی به آزمون هوش تکیه می‌کردند.

نقش عوامل ژنتیکی و محیطی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است

تغییر دیگر، گسترش نگاه به عوامل مؤثر در نارساخوانی است.

تعریف پیشین بر این موضوع تأکید داشت که نارساخوانی منشأ عصب‌زیستی دارد؛ یعنی با تفاوت‌هایی در فرایندهای زیستی و عملکرد مغز مرتبط است. تعریف جدید این دیدگاه را کنار نمی‌گذارد، اما نقش عوامل دیگری مانند ژنتیک و محیط را نیز صریح‌تر مطرح می‌کند.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که عوامل ژنتیکی می‌توانند در احتمال بروز نارساخوانی نقش داشته باشند. در عین حال، تجربه‌های یادگیری، کیفیت و نوع آموزش و ویژگی‌های زبان نیز بر چگونگی بروز مشکلات خواندن و نحوه شناسایی آنها اثر می‌گذارند.

این موضوع به معنای آن نیست که نارساخوانی صرفاً ناشی از آموزش نامناسب یا محیط زندگی است. هدف، ارائه تصویری جامع‌تر از تعامل عوامل زیستی و محیطی است.

همچنین، نارساخوانی به این معنا نیست که مغز فرد «خراب» است؛ بلکه نشان‌دهنده الگویی متفاوت در یادگیری مهارت‌های خواندن و نوشتن است که ممکن است به حمایت‌های آموزشی ویژه نیاز داشته باشد.

چرا زبان‌های مختلف باید در تعریف نارساخوانی لحاظ شوند؟

یکی از محدودیت‌های تعریف قبلی این بود که پژوهش‌های مربوط به زبان انگلیسی و برخی زبان‌های اروپای غربی نقش پررنگی در شکل‌گیری آن داشتند.

اما زبان‌ها از نظر رابطه میان نوشتار و صدا با یکدیگر تفاوت دارند. در زبان انگلیسی، برای مثال، املای برخی کلمات با تلفظ آنها رابطه ساده و قابل پیش‌بینی ندارد؛ کلماتی مانند cough، rough و plough نمونه‌هایی از این پیچیدگی هستند.

در مقابل، در برخی زبان‌ها رابطه میان حروف و صداها منظم‌تر است. این تفاوت‌ها می‌توانند بر نوع و میزان دشواری خواندن و نحوه ارزیابی نارساخوانی تأثیر بگذارند.

تعریف جدید توجه بیشتری به پژوهش‌های انجام‌شده در کشورهایی دارد که زبان اصلی آنها انگلیسی نیست؛ از جمله مطالعات مربوط به زبان‌های چینی، ژاپنی، عبری و عربی.

این گسترش دیدگاه اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا روش‌های ارزیابی و آموزش باید ویژگی‌های زبان مورد استفاده را نیز در نظر بگیرند. با این حال، یک تعریف واحد به این معنا نیست که نارساخوانی در تمام زبان‌ها دقیقاً به یک شکل ظاهر می‌شود یا برای همه افراد به روش ارزیابی یکسانی نیاز دارد.

شناسایی زودهنگام می‌تواند فرصت حمایت را افزایش دهد

تعریف جدید بر اهمیت مداخله زودهنگام نیز تأکید می‌کند. هرچه دشواری‌های یادگیری زودتر شناسایی شوند، فرصت بیشتری برای ارائه آموزش تخصصی و جلوگیری از انباشته شدن مشکلات تحصیلی وجود خواهد داشت.

برخی نشانه‌ها، مانند دشواری در مهارت‌های زبانی یا دیر شروع کردن صحبت، ممکن است در بعضی کودکان با احتمال مشکلات بعدی خواندن ارتباط داشته باشند. با این حال، این نشانه‌ها به‌تنهایی نارساخوانی را اثبات نمی‌کنند و ممکن است دلایل دیگری داشته باشند.

جوشی می‌گوید گاهی می‌توان پیش از ورود کودک به مدرسه نیز نشانه‌هایی را شناسایی کرد.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع امکانپذیر است. این سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی میباشد و تمام فعالیت های این سایت طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. - طراحی شده توسط پارس تمز